رفیق
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:33
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
احیا
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:33
با وضو آمد به قصد لیلة الفرقت، علی! ابن ملجم در شب احیاء چه قرآنی گشود #قاسم_صرافان نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 22:50 توسط : صدف | دسته :
حالا دیگه نه!
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:00
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
گل بزنم
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:00
باید اینبار گریزی به تغزل بزنم تامگر بین تو و حرف دلم پُل بزنم صحبت و موعظه بی فایده شد،مجبورم که به اعجاز غزل دست توسل بزنم بسکه جَوگیری ومجنون صفتی میخواهم قید ِلیلا شدنم را شده باِلکل بزنم چشم درویش بکن،موقع صحبت بامن من دلم خواسته "شاید" به شما زُل بزنم بادمی آیدو از دورحواست به من است مانده ب
تردید
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:00
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
دستنویس
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:00
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
مشتی خاک
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:00
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
مصیبت
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:00
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
مجوز
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:00
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
فلانی جان
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:00
روی کاناپه ولو شده بودم و داشتم بوی قهوه ی کهنه که داغ شده بود را استشمام میکردم.صدای سکوت از همه جای خانه به گوش میرسید، حتی میشد صدای ذرات معلق موجود در کابینت را هم شنید!این ساعت از شب که در آن گیج میخوردم اصلا زمان خوبی برای آدم های تنها نیست!یا باید یک نفر را داشته باشی که حرف های زیر هجده بز
هذیان
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:00
تب کرده ام هذیان برایت مینویسم مغزم پر است از فکرهای اشتباهی ! بگذار حالت را بپرسم گرچه دیر است عالیــــــــــجناب شعرهایم ! رو به راهی ؟؟! نوشته شده در شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 23:9 توسط : صدف | دسته :